
من حذفش نکردم، اون با کاراش و حرفاش خودشو حذف کرد.

من حذفش نکردم، اون با کاراش و حرفاش خودشو حذف کرد.
چشمام تازه گرم شده بود که با لرزش گوشی بیدار شدم.
+ سفر بخیر... صحیح و سالم برسی تو بغلم...
نمیدونم از کجا ولی یه لبخند اومد و نشست رو لبم.... چشمام رو بستم که بخوابم ولی خواب رفته بود. انقدر دور شده بود که بدونم امشب سراغم نمیاد.
قفل گوشی رو باز کردم و رفتم سراغ عکس ها.....

زخمها زیباترت کردهاند
چون برکهها،
که با سنگهای خوابیده در بسترشان زیباترند.
- حسن آذری
توی این مملکت پیش از اینکه به سی سالگی برسیم تباه میشویم.
تو یک جور، من یک جور، آیدا هم یک جور دیگر.
• سمفونی مردگان؛ عباس معروفی